To break the ice به معنای “شکستن یخ” است و به معنای شکستن تنش و ایجاد رابطه مهربانانه و دوستانه در ابتدای یک رویداد یا ملاقات استفاده میشود. این عبارت معمولاً در مواقعی که افراد با یکدیگر آشنا نیستند و در یک محیط جدید قرار دارند، به کار میرود تا جو خوبی را برای شروع گفتگو و برقراری ارتباط فراهم کند.
تلفظ آنلاین: [toʊ breɪk ði aɪs]
مثالهایی از کاربردها و نقشهای این عبارت عبارتند از:
1. در یک میهمانی: “میترا به عنوان میزبان میخواست ارتباط بین مهمانان را برقرار کند، بنابراین از یک بازی یخ شکن استفاده کرد تا همه را به همدیگر معرفی کند و یخ را بشکند.”
2. در یک مصاحبه شغلی: “جان در مصاحبه شغلی خود قصد داشت با مدیران جدید آشنا شود. او از سوالات ساده و دوستانهای برای شکستن یخ استفاده کرد تا ارتباط راحتتری با آنها برقرار کند.”
3. در یک جلسه تیمی: “هنگامی که تیم جدیدی تشکیل میشود، ممکن است اعضا احساس تنش و عدم آشنایی با یکدیگر کنند. برگزاری یک فعالیت یخ شکن میتواند به آنها کمک کند تا با یکدیگر آشنا شوند و روابط بهتری برقرار کنند.”
مترادفهایی برای “to break the ice” عبارتند از: “to warm up”, “to get acquainted”, “to initiate conversation”
متضادهایی برای “to break the ice” عبارتند از: “to maintain distance”, “to remain aloof”
تاریخچه و ریشه شناسی این عبارت به دورههای قدیمی برمیگردد، زمانی که در مناطق سردسیری، مانند کانادا و اسکاندیناوی، یخهای ضخیمی بر روی آبها تشکیل میشد. برای راه رفتن روی این یخها، افراد باید آنها را شکسته و راه را برای عبور از آنها باز کنند. این مفهوم به تدریج به معنای شکستن تنش و ایجاد رابطه دوستانه در مواقع اجتماعی تبدیل شد.
اولین مورد استفاده از این عبارت در ادبیات و نوشتارهای قدیمی ثبت نشده است، اما از قرن نوزدهم به بعد، این عبارت در ادبیات و مکالمات روزمره به کار رفته است.
توضیحات گرامری:
– “To break” در اینجا فعل اصلی است و به معنای “شکستن” است.
– “The” یک حرف تعریف است و به یخ خاصی اشاره میکند که باید شکسته شود.
– “Ice” به معنای “یخ” است و به یخی اشاره دارد که باید شکسته شود.